خبررسانی - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 23:20
خبررسانی نوشتم خدایا خبر داری آیااز این ماجراهای سبز دل‌آرااز این داستانهای گرم تپندهاز این روشنایی لبریز پویااز این می‌برد تا نمی‌دانمی سبزمنی را که پژمرده بودم سراپااز این با الهی‌ترین لحظه‌ی مهرهم‌آوایی و هم‌نوایی و دمسازی و همنشینی بی بیم و پروااز این ناگهان حس بی‌تابی تاابد هم نخواهد که بردارد ...
خلف‌وعده‌ی خیلی خلف‌وعده - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 23:20
اصلا نمی‌شود بنویسم برای توباید تو را فقط بنویسد خدای توممنونم از خدا که تو را آفریده استتا من بیایم و بشوم خاک پای تولبریزم از شگفتی و سرمستی و خیالاز فرط نورهای پر از روشنای توگفتن نمی‌توان و نگفتن نمی‌توان!من مانده‌ام چگونه بگویم فدای توبود و نبود و جان و دلم پیشکش به توای نازنینِ ناز! ای خوب خوب...
کیمیاگران - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 23:20
کیمیاگران ترکیب غیرقابل توصیف‌های منشیرین مهربان پری‌(ها)لقای منآویشن و ترانه و شیدایی و غزلدریا و نور و آینه‌ی دلربای منهفت‌آسمان تلالو و صد کهکشان حضورسیصدهزار بار خدا ربنای منشوریدگی شکفته‌ی موّاج گرم‌پوباغ آسمان آبی بی‌انتهای منبی‌حدوحصر منحصر یکه‌تازتر!یک لحظه! یک نفس! بنشین ای بلای منبر اسب بی...
مهرشهر مادر مهربان - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 23:20
مهرشهر مادر مهربان دری گشودی و ما را به آسمان بردیبه آن شکفته‌ترین بوستان جان بردیبه آن ملاطفتِ گرمِ نازکِ خوشخوبه آن طراوتِ جانانه‌ی جوان بردیبه روشناییِ سبزِ معطّری که از آنشنیده می‌شود آواز قدسیان، بردیبه بی‌کران، به رهایی، به ناگهانی‌تربه سرخوشانه‌ترین رقص عاشقان بردیبه شهرِ مهر، به شرقِ ترانه و...
در جستجوی آب‌های روشن شنگ - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 23:20
از شرم لبریزم، زبان گفتنم نیستشرمنده‌ام ای جان که جان گفتنم نیستخشکیده جویی از سراب‌آباد وهممآب روان!!؟ حتی روان گفتنم نیستتو مهربانی، روشنی، شوریده‌جانیخاموشی‌ام، آتشفشان گفتنم نیستدر بی‌نشانی‌های دست و چشم و لبهاممن را بجو، وقتی نشان گفتنم نیستاز شرم لبریزم الهیّات مهرم!اما زبان و جان و آن گفتنم ن...
از آن روزها - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 23:20
سال قبل درست مثل همچین روزی و البته یک ساعت قبلترش با دوستی حرف می‌زدیم و گفتمش در روز جاری روز میلاد خوب خوب خوبهاست! گفت پس به عنوان هدیه‌ی چشم‌گشاییش کتابی یا نوشته‌ای از او را معرفی کن تا بهره‌ور شویم!!! ما هم که کلا کتاب معرفی‌کن‌ نیستیم و به سکوت و الهام دچار شدیم و بیتی چند نوشتیم و اینک آن ب...
ده سال مهر و رندی - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 23:20
دوم خرداد هزار و صفایک خم دربسته‌ی لبریزهاباز شد و بی‌خودی‌ای ناب‌تربی‌خودی‌ای چابک و بی‌تاب‌ترجست‌ زد و چرخ زد و هو کشیدرخت از این‌سوی به آن‌سو کشیدشهر بهم ریخت و آشوب کردبعدِ علی را همه منصوب کردمحو جنون بود چو حالات اونحو جنون داشت خیالات اورو به کجا داشت؟ خدا عالم استقصد چها داشت؟ خدا عالم است.....
ما رایت الا جمیلا - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 23:20
خیلی سال پیش برنامه‌ی تلویزیونی‌ای که نامش خاطرم نیست و در آن مجری برنامه به همراه یکی از عوامل فیلم به نقد و ارزیابی فیلم می‌پرداختند و در انتها فیلم مورد نظر پخش می‌شد، رضا کیانیان بازیگر فیلم فرش باد کمال تبریزی دعوت شده بود و درباره‌ی فیلم گپ زدند و در پایان کار گفتگو و پیش از نمایش فرش باد، مجر...
یادگارمان هم رفت - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 23:20
جایی برای با تو نشستن آخرین یادگارمان هم رفت بیدارشان می‌کرد و می‌خواباندبا نغمه‌های جاری از دستان سرسبزشانگور و زردآلو و سیب و روشنایی را.او بر زبان خاک و آب و نوراو بر زبان هرچه می‌رویداو بر زبان زعفران و گندم و گردوتسلّط داشتاو لهجه‌ی بادام‌ها را نیک می‌دانست.هر صبحدم بعد از نماز شوقبا تک‌تک یارا...
دنبالهی چوبین بار - تاریخ: 1403/6/6 ساعت: 6:12
الکریم اذا وعد وفی! جوانمرد چون عهد کند از عهده برآید.فرستهی پیشین تصویری بود و کوتاه نوشتی و بهقول دکتر کزّازی زبان دادنی!! و اندکی دیر کشید چرا که ننوشتن در من نهادینه شده و دشوار است از لَختی رهیدن و با دویدن گراییدن!! ویژه که من در کاهلمزاجی از سرآمدانم، امّا اینک نیک خواهم که بخواهم و بنویسم:هر...
آتش دلهای مست - تاریخ: 1403/6/6 ساعت: 6:12
سمتِ نمیدانمِ آگاه بودوقت غزلهای می و ماه بودمهر به پروردهترین وضع و حالداده دو "آ" را به بنش اتصال!!آن و طراوت چو درآمیختندآتشی از آب برانگیختندآتش افروختهی بیامانشعلهوریهای زبان و زمانباغبهباغ آینهآموز شدراهی کرکوی دلافروز شدرفت که آغاز کند راه رانغمهی بیتابی دلخواه رایک دو نفس شیفتگی پا گرفتموج ز...
هماوردی با عزیز نسفی و ابن عربی! - تاریخ: 1403/6/6 ساعت: 6:12
هر که در جستجوی خوبیهاستهر که دنبال روشنیّ و صفاستهر که جانِ زلال میخواهدبه زلال اتّصال میخواهدهر که مشتاق مهر و شیداییاستهر که مفتون روح زیباییاستهر که گمگشتهاش دلاویزیاستدربهدر در پی دلانگیزیاستهر که دلخواه اوست خوشخوییمهربانیّ و لطف و دلجوییهر که دارد هوای جانِ جهان...مژده! مژده! به جمع دلخواهانا...
بهانهای برای گفتن از گذشتهها - تاریخ: 1403/5/6 ساعت: 14:14
گفت برو تا به کِیِ دورترتا به شکوه و فر پرنورترتا به اساطیر و اوستا و زندتا غزل-آتشکدهی بیگزندتا همهجا خرّمی است و صفامهر و دلانگیزی و لطف و وفازمزمهها روشنِ جانپرورنددمبهدمت تا به خدا میبرندآب زلال است و درخت آبترماه پر از نقرهی سیب و سحرتا به زمانهای اساطیریانتا پری و نازکی و پرنیانتا همه جانند و ...
امشب - تاریخ: 1403/5/6 ساعت: 14:14
بیا و دست جنون مرا بگیر امشبمرا ببر به غزلهای بینظیر امشبمرا ببر به گشودنترین دقایق لطفمرا ببر به نهانیترین ضمیر امشببگو بنوش از این ماهتاب شوریدهاز این مکاشفهی شهد و نور و شیر امشبنوازشم کن و مستانهتر بخوان در منهزار بار گذر کن از این مسیر امشبمرا ببر به حیات شکفتهی نازتبه آن ترانهترین غفلت و حریر ...
چه بیعنوانی خوبیاست نامش - تاریخ: 1403/5/6 ساعت: 14:14
تو آن بهارترینی که میشکوفانیدرخت خستهی دلتنگ را و میدانیتمام زیر و بم فصلهای رویا راعلیالخصوص شکوفایی و فراوانیکه دستهای تو آغاز بیقراریهاستدر آن گرفتگی تیرهی زمستانینفس کشیدنت ای زندگیترین نور استکه بر دقایق بیرنگمان بتابانیچه ناگهانی لبریز مهرافروزیبیا و لب به لبم کن حضور نورانیمرا ببر به جنونهای ...
سیکی یا مثلّث - تاریخ: 1403/4/4 ساعت: 21:03
سه میزبان و سه مهمان، نه! ماهمان داریمسه مهربانی نازک در این میان داریمسه روشنایی دور از همی که نزدیکنددر آسمان دلآویز عاشقان داریمسه جانِ جان، سه سبکروحِ سرخوش بیتابسه عاشقانهی مستانهی جوان داریمسه نام نیک، سه بهنامِ همنفس با نورسه دلنشینیِ شوقآفریننشان داریمشمال و شرق ولایت به دست ابراهیمگرفتهایم ...
رایحهالنور - تاریخ: 1403/3/22 ساعت: 23:56
آی! چه شد رایحهالنور توزمزمهی نازکتنبور تو؟گفت دوتارانهی مدهوشتر!شور برانگیزی شام و سحر!قصهی ما ولوله و شور نیستنغمهی بیتابی تنبور نیستحور و پری میدمد از سور مانیست به سرمستی ماهور ماهرچه کمان است و کمند و کمینهرچه دلانگیزتر دلنشین:غرّش برنو، تپش کوههاهلهلهی شنگ رهای رهابانگ درآمیختهی میش و قوچرد صد...
عاشق پرواز فرود آمدهاست - تاریخ: 1403/3/18 ساعت: 14:58
هرچه بگویید پرم آرزوستپر زدن بیشترم آرزوستپر بزنم تا ازل و قبل از اوتا ابدیتتر بیهایوهوتا چقدر شادی روشن دمیدتا به نشاطی که خدا آفریدتا به فرازی که فرازیش نیستلحظهی گستردهی سرگشتگیست!!لحظهی شوریدگی جان نوروقت فرا رفتن و شوق حضور...انبسط ینبسط انبساط!!چیست سببساز بساط نشاطراست بگو باز چه افتادهاستجان...
از چشم گشودنها - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 14:03
قاسم حلاجیان را باید بشناسید!! در همین یادگاه چند باری از او یاد کردهام و آنکه در جستجوی سیامک است هم اوست! در فضای مجازی فعالهاست و میتوانید در اینستا و تلگرام او را بیابید! از سینهچاکان سفر است و من دوسه باری به مناسبت ساغر از دست گیتی ستاندن او را نواختهام و این نوشته یکی از آنهاست: محمد قاسم حلا...
دلم خواست چیزی نوشته شود - تاریخ: 1401/12/17 ساعت: 16:32
خاطرم نیست این مثنوی را کی نوشتهام فقط یادم هست که هدیهی چشمگشودن دوستیاست که اوجها را میشناسد و تجربه کردهاست به دو معنا: هم شاعر است و هم خلبان جنگندههای شکاری!هرچه بگویید پرم آرزوستپر زدن بیشترم آرزوستپر بزنم تا ازل و قبل از اوتا ابدیتتر بیهایوهوتا چقدر شادی روشن دمیدتا به نشاطی که خدا آفریدتا به...

برچسب‌های مرتبط

آب سماور | باز باران باز ترانه | باز باران باز محرم | باز باران باز باران | وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک | رعد و برق | رعد و برق به انگلیسی | رعد و برق چیست | رعد و برق تعبیر خواب | رعد و برق عکس