خیلی سال پیش برنامهی تلویزیونیای که نامش خاطرم نیست و در آن مجری برنامه به همراه یکی از عوامل فیلم به نقد و ارزیابی فیلم میپرداختند و در انتها فیلم مورد نظر پخش میشد، رضا کیانیان بازیگر فیلم فرش باد کمال تبریزی دعوت شده بود و دربارهی فیلم گپ زدند و در پایان کار گفتگو و پیش از نمایش فرش باد، مجری به کیانیان گفت به ما برای تماشای فرش باد یک کلید بدهید و کیانیان گفت: در این فیلم میتوانید انواع عشق را ببینید و راست میگفت، وقتی با این ذهنیت فیلم را دیدم پی بردم که عشق گره گره در تار و پود این فیلم تنیده شده.
نیاز علیرضا داوود نژاد را دو سه باری دیدهام، دیشب از اواسط فیلم را در تلویزیون دیدم و از دیدن صحنههایی لبریز از گریستنهای شیرین شدم که آدمی را سبک میکند و زلال، با خودم گفتم اگر قرار باشد من کلیدی برای تماشای فیلم در اختیار دیگران قرار بدهم آن کلید چه خواهد بود؟ من میگویم این فیلم سرشار است از زیبایی!!! چرایش را خودتان پیدا کنید.
دیشب که تصمیم گرفتم این مطلب را بنویسم خیلی طولانیتر بود و مشحون از رودهدرازیها و حاشیهپردازیهایی که معمول من است اما الان که آن تصمیم از قوه به فعل درآمده از خیر آن بسیارگفتها گذشتهام، شاید دلیلش زمان و مکان نوشتن باشد!! از کرج با مترو عازم تهرانم!!
برچسب:
نویسنده: حامد صمیمی