دری گشودی و ما را به آسمان بردی
به آن شکفتهترین بوستان جان بردی
به آن ملاطفتِ گرمِ نازکِ خوشخو
به آن طراوتِ جانانهی جوان بردی
به روشناییِ سبزِ معطّری که از آن
شنیده میشود آواز قدسیان، بردی
به بیکران، به رهایی، به ناگهانیتر
به سرخوشانهترین رقص عاشقان بردی
به شهرِ مهر، به شرقِ ترانه و شادی
به اشکِ شوقِ رسیدن به آنِ آن بردی...
دری گشودی و ما را به آن بهشت شگفت
به آن بهشت دلانگیز مهربان بردی:
به مادرانهترین لحظهای که آفریده شدهاست..
برچسب:
نویسنده: حامد صمیمی