سال قبل درست مثل همچین روزی و البته یک ساعت قبلترش با دوستی حرف میزدیم و گفتمش در روز جاری روز میلاد خوب خوب خوبهاست! گفت پس به عنوان هدیهی چشمگشاییش کتابی یا نوشتهای از او را معرفی کن تا بهرهور شویم!!! ما هم که کلا کتاب معرفیکن نیستیم و به سکوت و الهام دچار شدیم و بیتی چند نوشتیم و اینک آن بیتها در فرستهی بعد تقدیم هر که با فرهنگ ایرانی_اسلامی عشق میورزد!
این نوشتهی بالا ۶ سال قبل نوشته شده! یعنی الان حدود ۷ سال از نوشتن پنج شش بیت زیر میگذرد و ۲۰ مهر برای من روزی است که باید چند پیغام و خجسته باد بنویسم! از الان رفتم به استقبالش!!!
چشمهای در جان نیشابور هست
کاندرو برگ و نوا و نور هست
گاه میجوشد از او عطر جنون
وقتهایی نیز مستی ذوفنون
روزگاری نغمههای تابناک
نوبتی هم بیقراری های پاک
باغ ها و بادها و یادها
مست و برخوردار از این عین الصفا
هست در ایام ما جوشندگیش
در رضای کدکنی و زندگیش
برچسب:
نویسنده: حامد صمیمی