هرچه بگویید پرم آرزوست
پر زدن بیشترم آرزوست
پر بزنم تا ازل و قبل از او
تا ابدیتتر بیهایوهو
تا چقدر شادی روشن دمید
تا به نشاطی که خدا آفرید
تا به فرازی که فرازیش نیست
لحظهی گستردهی سرگشتگیست!!
لحظهی شوریدگی جان نور
وقت فرا رفتن و شوق حضور...
انبسط ینبسط انبساط!!
چیست سببساز بساط نشاط
راست بگو باز چه افتادهاست
جان تورا، کاینهمه شادی شدهاست
گفت که ای بیخبریهاترین
بیخبر از هرچه نشاطآفرین
1 1 1 آمدهاست
محمّد رستمی را نمیشناسید! خلبان شاعری است شمالی که فعلا ساکن اصفهان است و کارش پریدن با اف۱۴، فقط یکبار موفق به دیدارش شدهام: در ایام کرونا آمده بود کرج تا سری به خواهرش بزند و قراری مدار کردیم و در یکی از بوستانهای جهانشهر هم را دیدیم و دمی زدیم و قدمی و ... ایشان را باید در آسمانها دید و ما سخت گرفتار زمینیم!! این چند بیت را یکی دو سال پیش در ۳۳ یا ۳۴ سالگی این پسر با معرفت و خوشخو و معماپرست تقدیمش کردیم، یکی دو شب پیش به مناسبتی در گروه تلگرامی سینهچاکان لیلی!!!_ چنین گروهی در تلگرام نیست اگر هم باشد من و محمد عضوش نیستیم_ یاد او کردیم و اینک چنان که لابد خواندهاید آن چند بیت در جایی برای با تو نشستن نیز ثبت شد
برچسب:
نویسنده: حامد صمیمی